عبد الله قطب بن محيى

447

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

غصب و امثال آن پيش ايشان عظيم است ، اگر كسى به چيزى از آن‌ها موصوف باشد ، او را فاسق گويند ، اما گناهان دل را به چيزى نشمرند و موصوف به آن را داخل صلحا كنند و حال آنكه او افسق فاسقين است ! امام غزالى تعلّم علم ( ازالهء اخلاق ذميمه را ) فرض عين شمرده ، براى آنكه اخلاق ذميمه ( از ) معاصى قلب است . اى اخوان ! جماعتى هستند كه مردمان ايشان را صلحا گويند روز قيامت ايشان را پيش ، پيش ديگر فاسقان به جهنم برند ، براى گناهان اندرون از حسد و كبر و عجب و بىبصيرتى و حبّ دنيا كه « رأس كلّ خطيئه است » از حماقت پنداشته‌اند كه پيشرو بهشتيان باشند ، ندانسته‌اند كه آن‌كس كه ايشانند پيشرو دوزخيان بهتر خواهند بود وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ « 1 » . چون كند جان واژگونه پوستين * چند وا ويلا برآيد ز اهل دين اى اخوان ! دانشى به دست آوريد كه كار به اين راست نيست كه شما در دست داريد ، اى اخوان ! سبقت بر مرگ گيريد ، پيش از آنكه مرگ بر شما سبقت گيرد ، پروانهء تأخير مرگ نيافته‌ايد ، چرا چنين آسوده نشسته‌ايد ؟ اى اخوان ! عقبه‌هاى دشخوار در پيش داريد ، كارسازى قطع آن عقبات چرا نمىكنيد ؟ شما را گمان چنان افتاده كه اگر دور از مردمان خانه‌اى سازيد و آنجا به ذكر و عبادت و صحبت هم‌جنس و عزلت از ناجنس مشغول شويد ، اين معنى معين شما است بر قطع آن عقبات ، پس جدّ شما در اين كار مرآت جدّ شما است در سلوك راه خدا و تأنّى و تهاون و تكاسل و تعلّل در اين منذر است به تهاون و تأنّى در آن ، تهاون و تأنّى به خود راه مدهيد . اگر توهّم اين شما را افتاده كه مبادا مانعى روى نمايد از نقل به آنجا ( و اين كار كه كرده‌ايد ضايع باشد و اين توهم در شما سستى آورده ، بدانيد كه اين كارها ضايع

--> ( 1 ) . سوره زمر ، آيه 47 « و آنچه تصور [ ش را ] نمىكردند از جانب خدا بر ايشان آشكار مىگردد » .